جمعه، آذر ۲۵، ۱۳۹۰

مامان ها...و آموزشهایی که جواب می دهد

بچه تر که بودم-یعنی هنوز بچه ام- وقتی مامان رو صدا می زدم تا بیاد حداقل 5 دقیقه ای طول می کشید.همیشه غر می زدم که چرا اینقدر طول می کشه.این روزها...وقتی می خوام از یه کاری دست بکشم(مثل ظرف شویی) و برم سراغ یه کار دیگه...دقیقا زمانی که می خوام برگردم تو اتاق، یه مو کف اشپزخونه.یه لک روی گاز و کلا یه چیزی وقتم رو ده دقیقه ای می گیره. تازگی ها –یعنی قبلا نه- درک کردم مامان چرا اینقدر دیر می اومد.همیشه نصفه فیلم های پنجشنبه، و گاهی بعد از گذشت بیش از ده دقیقه از صدا کردنش.نیما دیشب صدام کردم.تا برم پیشیش...ده بار خم شدم(از اتاق خواب تا حال) تا یه تکیه مو رو بردارم یا دستمالی بکشم یه گوشه...لجش در اومد...جوابم این بود: چقدر شبیه مامانم شدم.دقیقا عین خودش...البته هنوز خیلی مونده اونقدر کدبانو بشم...!!!!!!
ایران، همه چیز به نحو عجیبی تمیز بود.اینروزها درک می کنم چرا مامان ساعت 9 خوابش می اومد...!!!چقدر خرفت بودم قبلا...!!
ایران یه تکنولوژی داشت که در اون، لباسها خود به خود تمیز می شدن و می رفتن تو کمد...خونه تمیز می شد...اتاق...همه چیز...جالبه اینجا این تکنولوژی رو نداره....
در کنار این حرفها...جدا خونه ما همیشه تمیز بود...هیچ وقت یه مو کف حمام نبود(پنج تا آدم بودیم تو خونه) عجیبه به خدا...!!!مامان چطوری این کار رو می کرد.من اینجا حداقل دو روز یه بار دستمال می کشم.جارو می کشم.اما بازم آخرش مو همه جا هست...جدا مامانا چه جوری کار می کنن؟؟؟

۲ نظر:

مامان دریا گفت...

سلام سیما خانوم گل
وقتی 2 تا کوچولوی قد ونیم قد از سروکولتون بالا برن به تکنولوژی های بیشتری پی می برین :)

سیما گفت...

مامان دریا،آخه چه جوری می تونین...بگین چه جوری خوب